على محمدى خراسانى
122
شرح مكاسب (فارسى)
د : اگر قصد تفويض ( توكيل اعمالخيار بهمخاطب كه او را وكيل خود كند و كار را به او واگذاركند . ) دارد باز مثل قصد تمليك است و خيار آمرساقط مىشود ولى اگر صرفاً قصد امتحان واختبار و استكشاف حال دارد خيارش ساقطنمىشود . 3 - و اگر بدنبال امر به اختيار ، مأمور سكوتكرد و فعلًا هيچ طرفى را اختيار نكرده است ، تاسخنى بر زبان نياورده خيار مجلس خود مأمورباقى است و دليلش روشن است زيرا حقّى داشتههنوز هم اعمال يا اسقاط نكرده و وجهى براىزوال آن نيست . ولى آيا به صرف امر به اختيار ، خيار مجلس خود آمر ساقط مىشود ، سه قولاست : الف : خير خيار مجلس او هم باقى است مطلقاً ( به هر قصدى كه « اختر » بگويد ) . ب : اگر به قصد تمليكخيار گفته : ( اختر ) ، خيار آمر ساقط است و اگر به قصد تفويض يااستكشاف حال گفته ، خيارش باقى است ( زيراهنوز وكيل كارى نكرده تا خيار موكّل ساقط شود ) و مختار علّامه همين است « 1 » ج : خيار او ساقط مىشود مطلقاً ( چون امر بهاختيار ، ظهور دارد در اعراض آمر از حق خودش ) و مختار شيخ طوسى همين است . قوله : والاولى : عقيدهء شيخ اعظم در مسأله : كلمهء « اختر » فعل امراست و براى طلب وضع شده است و معناىموضوع لهاش اين است كه : من آمر و متكلّم ازشماى مخاطب و مأمور مىخواهم كه يكى از دوطرف معامله را انتخاب نماييد ، يا معامله را فسخكنيد يا امضا مفاد اختر همين است و بس ، و امّااينكه مفادش تمليك و نقلخيار به ديگرى باشد ( و در نتيجه خود آمر خيارى نداشته باشد ) يامعناى اختر تفويض امرخيار به ديگرى باشد ( تاباز هم خود آمر خيار نداشته باشد ) و يا معناى آنامتحان طرف و استكشاف حال او باشد ( تا درنتيجه خيار آمر باقى باشد ) كلمهء « اختر » بر هيچكدام از اينها دلالت ندارد و معلوم نيست كه انگيزهءآمر از امر به اختيار كدام است . ؟ قوله : نعم : قرينهء لفظى كه بر هيچكدام نيست ولى قرينهء حاليّهاحتمال سوّم را تقويت مىكند يعنى از
--> ( 1 ) . تذكرة ، ج 1 ، ص 518 .